طبق اعلام سازمان فائو، زیمبابوه در سال 2010 به 09/2 میلیون تن غله نیاز دارد که تاکنون فقط 66/1 میلیون تن فراهم کرده است. لذا پیش بینی می شود با توجه به نیازهای داخلی این کشور 317 هزار تن غله (شامل 200 هزار تن ذرت) وارد نماید.
گرسنگی در جمعیت این کشور به ویژه در اطفال خردسال رو به فزونی است. سازمان فائو و چند سازمان بین المللی دیگر تلاش می کنند به کشاورزان خرده پای این کشور جهت تولید ذرت کمک نمایند. اتحادیه اروپا نیز به برنامه فائو 20 میلیون دلار کمک کرده است. در سال جاری 51500 تن کود و 6500 تن بذر ذرت بین 738000 نفر توزیع شد.
این نکته قابل ذکر است که یعد از اصلاحات ارضی در زیمبابوه بخش کشاورزی این کشور بدلیل عدم تجربه کافی زمین داران جدید و تقسیم زمین های زراعی در کنار تحریم ها دچار رکود شد ولی بعد از چند سال دوباره در حال احیا شدن می باشد.
به گزارش شبكه رسانه اي امين از خبرگزاري شين هوا؛ سفير جمهوري اسلامي ايران در حراره، "محمد پورنجف"، در سخنراني مراسم اهدا كمك هاي پزشكي و دارويي ايران به زيمبابوه گفت: براي مقابله با تحريم هاي غرب، ايران و زيمبابوه بايد در كنار يكديگر بايستند. وي افزود: كشورهاي غربي، به ويژه آمريكا و انگليس براي ترساندن ملت ها از اهرم تحريم استفاده مي كنند، حال آنكه مقاومت مردم و دولت اين حربه را با شكست مواجه خواهد كرد.
از شكل گيري رژيم صهيونيستي تا روي كار آمدن حسني مبارك در مصر (1981-1948) ، كشور مصر يك محيط امنيتي پرتنش را تجربه كرده است. مهم ترين مشكل امنيتي مصر قرار گرفتن در يك محيط استراتژيك پرتلاطم و همسايگي با رژيم صهيونيستي است. به اين ترتيب موفقيت و يا ناكامي روساي جمهور در نحوه مديريت "معضل اسرائيل" معنا پيدا مي كند. جمال عبدالناصر در قالب كودتاي افسران آزاد در سال 1956 قدرت را به دست گرفت.او با شعارهاي ناسيوناليستي خود توانست مصر را پرچمدار ضديت با اسرائيل و مرشد كشورهاي عربي در اين مسير معرفي كند. هر چند ناصر نقش يك قهرمان را در دوره خود به خوبي ايفا كرد، اما ايدئولوژي او محيط امنيتي مصر را ملتهب ساخت و جنگ هايي را براي مصري ها به ارمغان آورد. با مرگ ناصر در سال 1981 انور سادات سكان رياست جمهوري را به دست گرفت. مماشات سادات در برخود با اسرائيل به قيمت جان او تمام شد. اقدام او در امضاي پيمان كمپ ديويد، از جانب اخوان المسلمين به خيانت تعبير شد و در نهايت توسط يكي از اعضاي همين گروه ترور شد.
پس از مرگ انور سادات، حسني مبارك روي كار آمد. با قدرت گرفتن وي در 14 اكتبر 1981، نقش آمريكا در تحولات مصر برجسته تر مي شود. طي سال هاي متمادي ايالات متحده با حمايت هاي اقتصادي- نظامي خود تلاش كرده است سياست هاي مصر را در قبال اسرائيل تعديل كند.گفتني است ايالات متحده از سال 1981 تا كنون 50 ميليارد دلار (ميانگين سالانه 2 ميليارد دلار) به مصر كمك كرده است. لذا آمريكا نقشي اساسي در استمرار حضور نزديك به سه دهه اي حسني مبارك در مسند قدرت داشته است. حسني مبارك طي اين سال ها روابط با اسرائيل را از "موازنه قدرت" به "موازنه تهديد" تغيير داده است. مبارك در طول دوران رياست جمهوري خود تلاش كرده است كه ظرفيت هاي دفاعي مصر را تقويت كند و رويكرد تهاجمي دوره هاي قبلي را كنار بنهد. ايالات متحده در طول اين دوران همواره پشتيبان مبارك بوده و با مساعدت او به نحو شايسته اي توانسته است روابط اسرائيل-مصر را مديريت كند.
اهميت وجود روابط بي تنش ميان مصر و اسرائيل، آمريكا را بر آن داشته است كه در گسترش ايدئولوژي خود مبني بر دموكراسي و شاخص هاي آن از قبيل رقابت انتخاباتي، آزادي بيان و.. حداقل در مورد مصر، اصراري نداشته باشد. مادامي كه مبارك مي توانست محيط امنيتي مصر را آرام نگه دارد و ضديت با اسرائيل را از اولويت هاي سياست خارجي مصر خارج كند براي آمريكا كفايت مي كرد. آمريكا نيز در مقابل حمايت اقتصادي و سياسي خود را ازرژيم مبارك دريغ نكرده است. مبارك نيز در پرتو اين حمايت ها توانسته به مدت سه دهه خود را در بالاترين جايگاه حاكميت حفظ كند.
گفتني است كه دوره تصدي گري رئيس جمهور در مصر به مدت 6 سال است. تا قبل از 2005 حسني مبارك 4 دوره 6 ساله را در مسند رياست جموري حضور داشت. طي اين چند دوره انتخابات مصر به صورت رفراندوم (همه پرسي) برگزار مي شد.يعني مبارك تنها كانديداي انتخابات بود و مردم مي بايست با راي "بله" يا "خير" نسبت به پذيرش يا عدم پذيرش مجدد مبارك به عنوان رئيس جمهور اعلام نظر مي كردند. حسني مبارك در اين رفراندوم ها همواره پيروز مي شد و بر شمار دوره هاي رياست جمهوري خود مي افزود .
ذكر اين نكته ضروري است كه پيامدهاي ناگوار جنگ اعراب- اسرائيل بخشي از مصري ها را اقناع كرده است كه حفظ امنيت مصر در برابر اسرائيل در منطقه پرتنش خاورميانه از دستاوردهاي حسني مبارك بوده است و اوست كه توانسته ثبات مصر را طي يك دوره مديد حفظ كند.
در سال 2005 حسني مبارك براي پنجمين بار نامزد انتخابات شد. اما اين بار به سان دوره هاي پيش او تنها نامزد انتخابات نبود. مبارك تحت تاثير فشارهاي داخلي و بين المللي اعلام كرد مصر اولين انتخابات چند كانديداتوري خود را برگزار خواهد كرد. به همين دليل سال 2005 را مي توان يك نقطه عطف در تاريخ مصر دانست. چرا كه اولين انتخابات رقابتي مصر در هزاره سوم و يا به گفته برخي كارشناسان اولين انتخابات مصر در طي تاريخ هفت هزار ساله آن بود. اما نتيجه اين انتخبات چيزي فراتر از رفراندوم هاي قبلي نبود و باز هم مبارك در پست رياست جمهوري باقي ماند.
رويكرد آمريكا به اين انتخابات را مي توان در دو قالب بيان كرد: سياست اعلاني و سياست اعمالي. آمريكا براي اين كه از اصول و آرمان هاي سياست خارجي خود تخطي نكند از دموكراسي و انتخابات آزاد در مصر دفاع مي كند. اما موضوع فوري تر براي آمريكا حفظ امنيت اسرائيل در منطقه است. فلذا هركس بتواند روابط مصر – اسرائيل را به خوبي مديريت كند در راهبرد آمريكا نسبت به مصر جايگاه متمايزي خواهد داشت. حسني مبارك طي دوره هاي متمادي توانسته است به خوبي روابط مصر- اسرائيل را مديريت كند در نتيجه آمريكا اصراري بر حذف آن نداشته است؛ حتي اگر با سازو كارهاي دموكراتيك روي كار نيايد.
اين امر موجب شده كه آمريكا در قبال مصر و تحولات سياسي آن "ثبات رويكرد" نداشته باشد. به عنوان مثال در همان سال 2005 كه اولين انتخابات رقابتي برگزار شد، آمريكا ابراز اميدواري كرد كه اين انتخابات گامي كليدي در راستاي دموكراسي در خاورميانه خواهد بود. اما وقتي نتيجه انتخابات مشخص شد پيروز ميدان كسي جز مبارك نبود. ايمن نور،رقيب اصلي مبارك در اين انتخابات بود. او تقلب در انتخابات را امري محرز دانست. متعاقبا مخالفان در واكنش به پيروزي مبارك به خيابان هاي قاهره ريختند و با شعار "كفايه" خواستار بركناري مبارك شدند.
تا پيش از ماه هاي منتهي به انتخابات 2005، مك كرمك سخنگوي وزارت خارجه آمريكا اعلام مي كرد آمريكا انتخابات مصر را دقيقا دنبال مي كند و آن را يك شروع خواند. اما در گيرودار بعد ازانتخابات آمريكا تنها بر سياست اعلاني خود ماند و حمايتي عملي از اين مخالفت ها نكرد و ترجيح داد مديريت روابط مصر- اسرائيل همچنان به عهده شخص مبارك باشد.
انتخابات بعدي در سال2011 برگزار خواهد شد. اين انتخابات در نوع خود بي سابقه خواهد بود. زيرا از سو دومين تجربه انتخابات رقابتي در مصر خواهد بود و از سوي ديگر در اين انتخابات ، محمد البرادعي رئيس پيشين آژانس بين المللي انرژي اتمي كه شخصيتي بين المللي است، چالش گر اصلي "پارادايم مباركيسم" خواهد بود. البرادعي، اصلاحات و به ويژه اصلاح قانون اساسي را در صدر شعارهاي تبليغاتي خود قرار داده است.
رويكرد آمريكا در انتخابات پيش رو دچار همان ترديد سابق خواهد بود. آمريكا از يك سو نمي تواند سه دهه ثبات نسبي در روابط مصر-اسرائيل را ناديده بگيرد. و از سوي ديگر اصلاحات در مصر را ضروري مي بيند. مواضع آمريكا در حوادث منتهي به انتخابات 2011 بيانگر اين رويكرد است. به عنوان مثال فيليپ كراولي سخنگوي وزارت خارجه آمريكا در ارتباط با تظاهرات اخير مخالفان حكومت و سركوب آن ها توسط نيروهاي امنيتي، نسبت به دستگيري فعالان سياسي در اين كشور ابراز نگراني كرد. اشاره آمريكا به آزادي در انتخاب رئيس جمهور آينده مصر حمايت ضمني از درخواست هاي مخالفان براي تغيير قانون اساسي است. هرچند آمريكا اعلام كرده كه از البرادعي حمايت نمي كند.
آمريكا در تلاش است كه جامعه مصر را به سوي فضاي باز سياسي سوق دهد.اما چنين راهبردي در دراز مدت نقض غرض خواهد شد. زيرا ضديت با ماهيت اسرائيل بيش از آن كه ريشه در ساختار حكومتي مصر داشته باشد ريشه در جامعه مصر دارد. هدايت جامعه مصر به سوي آزادي بيشتر، شرايط را براي رشد و نمو گروه هاي مختلف سياسي از جمله گروه هاي اسلامي مانند اخوان المسلمين فراهم خواهد آورد. از جانب دبگر حفظ امنيت اسرائيل در منطقه بي ثبات خاورميانه موضوعي غيرقابل اغماض در سياست خارجي آمريكاست و پارادايم "مباركيسم" طي نزديك به سه دهه اين منظور آمريكا را برآورده ساخته است.حال بايد منتظر انتخابات پيش رو بود وديد آيا مباركيسم- اعم از حسني مبارك و خلف او جمال مبارك، مي تواند آمريكا را با خود همراه كند يا اصلاحات به اين مهم دست خواهد يازيد؟
ابوذر فاروقي[1]
مثلث تهديد مصر
در طليعه بحث لازم است به چند نكته اشاره شود. ابتدا بايد به تفاوت ظريفي كه ميان مطالعات امنيتي و مطالعات استراتژيك وجود دارد، مختصراً اشاره اي بشود. مطالعات استراتژيك نگاهي تقليل گرايانه به مباحث امنيتي دارد و تهديدات امنيتي را تنها در تهديد نظامي خلاصه مي كند. ضعف مطالعات استراتژيك زماني مبرز شد كه نظام دو قطبي فرو ريخت و اين گرايش در مواجهه با تحولات پس از جنگ سرد دچار نوعي «ايستايي در تبيين» گرديد، فلذا عرصه براي نشو و نمو مطالعات امنيتي فراهم شد. مطالعات امنيتي از تنگ نظري و نگاه تك بعدي مطالعات استراتژيك فاصله گرفت و سعي كرد امنيت و تهديدات مترتب بر آن را از ابعاد مختلف بررسي كند. هر چند در اين گرايش جديد تهديد نظامي همچنان در صدر اولويتهاي امنيت ملي قرار دارد اما در كنار آن توجه به ساير ابعاد امنيت از قبيل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي نيز مي بايست لحاظ شود.
نكته ديگر اينكه پژوهشگران مباحث امنيتي، تهديدات امنيتي تمام كشورها را از يك دست نمي دانند و يا حداقل در اولويت بندي تهديدات براي كشورهاي مختلف وسواس به خرج مي دهند. لذاست كه پيچيدن يك نسخه واحد از تهديدات امنيتي براي تمام كشورها غير ضروري به نظر مي رسد، تا جايي كه نظريه پردازان مباحث امنيتي جهان سوم جنس تهديدات ملي اين كشورها را متفاوت از جنس تهديدات كشورهاي پيشرفته مي دانند و مهمتر آنكه «برداشت» از تهديد نيز متفاوت است. در چارچوب مطالعات امنيتي جهان سوم، تهديدات ملي زماني حاد و فوري تلقي مي شود كه تهديدي عليه ساختار رژيم سياسي باشد و يا چنين برداشتي در اذهان سياستگذاران ايجاد شود. به عبارت ديگر تهديد ملي در قالب تهديد ساختار سياسي حاكم متبلور مي شود.
براي بررسي تهديدات امنيتي مصر بايد تمام ابعاد امنيتي مورد نظر نظريه پردازان مطالعات امنيتي لحاظ شود تا از اين رهگذر بتوانيم شمايي كلي از تهديدات مصر ارائه كنيم، هر چند ذكر تمام تهديدات امنيتي مصر در اين مقال نمي گنجد و مضافاً از اختصار نويسي كه مدنظر جريده حاضر است، خارج خواهد بود. راقم اين سطور بر آن است كه تهديدات امنيتي مصر را در سه بخش با عنوان « مثلث تهديدات مصر» بررسي كند.
با عنايت به نكات مطرح شده در مقدمه متن، ابتدا به رويكرد رژيم سياسي مصر نسبت به جنبش اخوان المسلمين مي پردازيم. جنبش اخوان چند سال پس از استقلال مصر در دهه 1920 بر مبناي انديشه هاي «حسن البنا» نضج گرفت. اصطكاك منافع رژيم پادشاهي ملك فاروق با انديشه هاي اخوان، منجر به ترور بنيانگذار اين جريان فكري شد، اما جنبش به حيات خود ادامه داد و جمال عبدالناصر را در خلع پادشاهي مصر ياري داد. رژيم سوسياليستي ناصر نيز اخوان را تهديدي عليه امنيت دانست و سعي در مهار آنها كرد و با دستگيري و اعدام سران جنبش، خود را به تأمين امنيت مصر مقيد دانست. پس از ناصر، انور سادات روي كار آمد. رژيم متمايل به غرب او نيز تاب تحمل اخوان را نداشت. هر چند در ابتداي قدرت يابي از آنها به عنوان وزنه تعادلي در مقابل جريان ناصريسم استفاده كرد. پس از خيانت او به آرمانهاي فلسطين و مسلمانان و امضاي پيمان كمپ ديويد، رويكرد سادات به اخوانيها تغيير كرد و مهمترين تهديد ملي مصر تلقي شدند و سعي در دستگيري و مهار آنها شد.
نوع حكومتها در مصر از زمان استقلال اين كشور، بر حسب نوع رژيم به ترتيب پادشاهي، سوسياليستي و رژيم متمايل به غرب بوده كه جريان اخير تا كنون ادامه يافته است. چنان كه ديديم در رژيم پادشاهي ملك فاروق و رژيم سوسياليستي ناصر، اخوانيها تهديدي مشهود عليه امنيت محسوب مي شدند. اين طرز نگاه به اين جنبش در دوران انور سادات و جانشين او حسني مبارك كه هر دو نماينده جريان سوم حاكميت كه متمايل به غرب در مصر هستند نيز استمرار يافته است. در دوران مبارك نيز اخوانيها، طبق قانون اساسي مصر، حق فعاليت قانوني ندارند و فعاليت احزاب و تشكلهاي مصر مي بايست با مجوز دولت باشد. در طول سه دهه گذشته مبارك مانند اسلاف خود هيچ گاه از تهديدات اخوانيها چشم نپوشيد و با سياست هاي مختلف همواره سعي در تحديد قدرت اين جنبش داشته است. تأثير جنبش اخوان روي امنيت ملي مصر را بايد از دو منظر ديد. از جنبه داخلي چنان بود كه ذكر آن رفت اما از منظر خارجي بايد به تأثير اين جنبش در جهان اسلام و شكل گرفتن كپي هايي برابر اصل جنبش اشاره كرد. نفوذ انديشه هاي اخوان و شكل گرفتن روايت هايي از آن در كشورهاي واقع در محيط ژئوپوليتيك مصر اعم از ليبي، سودان، فلسطين، الجزاير و تونس نيز از نگاه مطالعات امنيتي براي مصر تهديدزا خواهد بود.
مهمترين انتقاد اخوانيها به دولت مصر، سازش و مصالحه دولت با اسرائيل و آمريكاست و همين نقد در جنبش هاي متأثر از اخوان المسلمين در كشورهاي نامبرده به دولت مصر وارد است. فلذا حضور اخوان و اقدامات آنها از بعد داخلي و خارجي هزينه هاي امنيتي مصر را بالا مي برد.
در ضلع دوم مثلث تهديد مصر، اسرائيل را بررسي مي كنيم. مصر جديد از ابتداي شكل گيري تا كنون بيشترين تهديدات و خسارات را از جانب رژيم اسرائيل متحمل شده است. مصر در اولين رويارويي خود با اسرائيل در سال 1948سعي بر آن داشت كه از شكل گيري اين رژيم در سرزمين فلسطين ممانعت كند اما موفق نشد. رويارويي بعدي مصر و اسرائيل به ماجراي ملي شدن كانال سوئز بر مي گردد. وقتي جمال عبد الناصر اين كانال را ملي اعلام كرد، اسرائيل اين عمل مصر را ممنوعيتي عليه خود براي دسترسي به آبهاي آزاد دانست و با همكاري انگليس و فرانسه به مصر حمله كردند.
نبرد بعدي كه طي آن سنگين ترين خسارات به مصر وارد شد جنگ 1967 بود كه در تاريخ مصر ملقب به « نكبت» شده است. در اين جنگ چندين هزار از نيروهاي مصري كشته و مفقود شدند و قسمت اعظم نيروي دريايي مصر نابود شد. طي اين جنگ تماميت ارضي مصر خدشه دار شد و صحراي سينا به اشغال اسرائيل درآمد. هرچند در جنگ بعدي كه در سال 1973 رخ داد، مصر توانست با درگير كردن دوباره خود در اين جنگ و بحراني كردن امنيت خود، صحراي سينا را پس بگيرد.
به اين ترتيب تهديد اسرائيل هيچ گاه در ذهن سياستمداران و مردم مصر رنگ نباخته است. هرچند بعد از جنگ 1973 مصر مستقيم با اسرائيل وارد جنگ نشد اما از پيامدهاي جنگ اسرائيل با ديگران در امان نبوده است. در جنگ 2006 ميان اسرائيل و حزب الله و جنگ 2009 ميان اسرائيل و حماس، مصر همواره در مظان اتهام از جانب مسلمانان جهان و مردم مصر قرار گرفت و در «تنگناي تصميم[2]» به سود يا عليه اسرائيل از يك سو و كشورهاي درگير با اسرائيل از سوي ديگر گرفتار شد.
فوريت تهديد اسرائيل براي مصر همواره مطرح است و اين امر از دو منبع نشأت مي گيرد: 1-تاريخ 2-ژئوپوليتيك مصر. راجع به تاريخ چنان كه ذكر آن رفت، مصر در جنگهاي متعدد، خسارات عديده اي از جانب اسرائيل متحمل شده است . در باب ژئوپوليتيك مصر، واقع شدن اسرائيل در محيط استراتژيك مصر موجب شده كه مصر از رويكرد تهاجمي دوران ناصر كه همواره به زيان آن بود عدول كند و جنبه هاي دفاعي خود را در مقابل اسرائيل تقويت كند. در طول چند دهه گذشته پس از دوران ناصر، مصر سياست ناصر را در حمله پيش دستانه به اسرائيل تكرار نكرده است و همواره سعي در توازن تهديد با اسرائيل كرده است.
در ضلع سوم به رود نيل و تهديد ناشي از آن براي امنيت مصر اشاره مي كنم. در ضلع سوم به روشني ضرورت توجه به ابعاد متنوع امنيت ملي و گستره تهديدات مترتب بر كشور مصر احساس مي شود. هويت مصر و زندگي مردم آن با رود نيل عجين است و زندگي مصريها شديداً وابسته به رود نيل است. مصر در ناحيه اي بياباني واقع شده است و بيش از نود درصد مصر بيابان و فاقد تراكم جمعيتي است. فشردگي جمعيت در دو استان قاهره و اسكندريه به واسطه وجود رود نيل است.
نكته مهم در اين ضلع آن است كه سرچشمه رود نيل خارج از مرزهاي مصر است و از كشورهاي متعددي از قبيل اوگاندا، كنگو، روآندا، بوروندي ، اتيوپي و سودان مي گذرد. همواره اين تهديد براي مصر وجود دارد كه كشورهاي بالادستي جريان نيل را منحرف كنند و با بستن سد روي آن از حجم آب وارد شده به مصر بكاهند. كشورهاي بالادستي بارها خواستار بازنگري قراردادهاي استفاده از آب نيل با مصر بوده اند. اسرائيل نيز در اين ميان، مسأله نيل را به عنوان حربه اي عليه مصر به كار مي گيرد و با تحريك كشورهاي مذكور در تلاش است كه آنها در قراردادهاي تقسيم آب نيل با مصر تجديد نظر كنند و از اين طريق مصر را با بحران آب مواجه كند. بنابراين مسأله آب نيل همواره پتانسيل تبديل شدن به تهديدي اساسي را براي مصر دارد.
[1] - دانشجوي كارشناسي ارشد (گروه مطالعات آفريقا- دانشكده روابط بين الملل وزارت امور خارجه)
[2] -Decision Dilemma
بزرگترین پارک بادی قاره آفریقا روز دوشنبه در مِلوسا در نزدیکی طنجه در کشور مغرب افتتاح شد.
این پارک بادی از یکصد و شصت و پنج ژنراتور بادی تشکیل شده است و یکصد و چهل مگاوات برق در آن تولید می شود. هشتاد میلیون یورو از دویست و پنجاه میلیون یورو کل هزینه ساخت این پارک بادی را بانک سرمایه گذاری اروپا تامین کرده است.
نهادهای دیگری همچون بانک اسپانیایی «اینتیتوتو کردیتو Intituto Crédito» ، بانک آلمانی «کردیت آنستالت Kreditanstalt» و سازمان ملی آب مغرب بخش های دیگر هزینه ساخت این پارک بادی را تامین کرده اند. به گزارش خبرگزاری شینهوا از رباط، با بهره برداری از این پارک بادی، چهل و دو درصد از برق مورد نیاز کشور مغرب تولید می شود. مغرب یک پارک بادی دیگر با ظرفیت تولید پنجاه و چهار مگاوات برق در اختیار دارد.
فيلم «کسي از گربههاي ايراني خبر نداره» آخرين ساخته بهمن قبادي در شانزدهمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم رباط در مراكش به نمايش درآمد.
ادامه مطلب
براي نخستين بار در کشورهاي اسلامي، 50 زن به عنوان امام جماعت زنان در کشور مغرب (مراکش) منصوب شدند.
ادامه مطلب
یک سازمان غیر دولتی مغرب چهارشنبه از وزیر امور اسلامی این کشور خواست تا پس از سخنان روحانی مسجدی در رباط که در خطبه های خود جنبش بِربِر اَمازیق را به صهیونیسم تشبیه کرده است علیه او پیگرد قضایی درخواست کند.
ادامه مطلب
بر اساس تحقیقی که در مغرب انجام گرفته است ، هر روز حدود هشتصد زن در این کشور به طور غیر قانونی سقط جنین می کنند.
به گزارش شبکه خبری فرانس بیست و چهار، هر روز حدود هشتصد نفر در مغرب در خفا سقط جنین می کنند و این امر برای مقامات بهداشتی این کشور نگران کننده شده است. علت در خفا انجام گرفتن این سقط جنین ها نیز در مغرب آن است که بچه دار شدن خارج از ازدواج در این کشور قبح دارد و خانواده این وضع را نمی پذیرند. بر اساس قوانین مغرب ، سقط جنین غیر قانونی ، دو سال زندانی دارد و به همین علت ، زنان که به هر نحوی بچه خود را نمی خواهند به راههای غیرقانونی روی می آورند. اکنون بسیاری از مدافعان حقوق زنان تلاش می کنند برای حفظ سلامت آنان، قانونی در کشور به تصویب برسد که به موجب آن سقط جنین به طور قانونی و در بیمارستان ها انجام پذیر باشد.
به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ حزبی موسوم به "حزب الاسلام" در کشور آفریقایی سومالی، که مروج آموزههای سلفی و وهابی است، در قلمرو تحت نفوذ خود مشاهده مسابقات جام جهانی فوتبال را ممنوع و اعلام کرده است که هر کس که در حین تماشای این مسابقات دستگیر شود در ملأ عام شلاق خواهد خورد!!
آخرین اخبار از این مناطق حاکی از آن است که تاکنون دو نفر در "موگادیشو" پایتخت سومالی در حین تماشای این مسابقات کشته شدهاند و 10 نفر نیز در حین تماشای بازی آرژانتین ـ نیجریه از یک خانه در این شهر دستگیر شدهاند.
«محمد عبدی عروس» سخنگوی حزب الاسلام درباره علت ممنوعیت تماشای مسابقات اعلام کرد: چون تماشای بازی های فوتبال باعث اتلاف وقت و پول است و "مشاهده مردان و زنان دیوانه در حال جست و خیز" فایدهای به حال کسی ندارد بنابراین تماشای این بازیها ممنوع اعلام شده است.
بنابر این گزارش، چند حزب دیگر ـ با گرایشات سلفی ـ نیز مقررات مشابهی را در سومالی اعلام کرده و به جوانان هشدار داده اند که حق ندارند حتی در خانههای خود نیز بازیهای جام جهانی فوتبال را تماشا کنند.
.